اعجاز قرآن(1): عدم اختلاف در قرآن

  سلام دوستان عزیز. پیش از این توضیح دادیم که از طریق معجزه، پیامبر بودن یک پیامبر ثابت می شود، و یکی از راههای اثبات پیامبری حضرت محمّد(ص) نیز معجزات آن حضرت است. برتری چشمگیر اسلام بر سایر مکاتب این است که یک معجزۀ زنده را در اختیار دارد و معجزۀ پیامبرش را با یک سری گزارشهای تاریخی ثابت نمی کند، در حالی دینهای دیگری مثل دین زرتشت،معجزاتی را به پیامبرشان نسبت می دهند که فقط در گزارشها و داستانهای تاریخی آمده است، و شما آن معجزات را نمی بینید تا مطمئن شوید رخ داده اند. در واقع شما در مورد معجزات سایر ادیان همواره این شک را دارید که شاید مریدان این پیامبران این معجزات را ساخته و به پیامبرشان نسبت می دهند، و از این جهت نمی توانید به این معجزات ادعایی ایمان مطمئن باشید. برعکس سایر ادیان، اسلام یک معجزۀ زنده برای اثبات پیامبری خودش دارد. این معجزه قرآن است، که شما آنرا در اختیار دارید و می توانید با نگاه کردن به آن و دقّت در متون آن، به معجزه بودن آن پی ببرید.

 

 

 

  در اینجا به یکی از موارد اعجازی قرآن که خود قرآن نیز بدان اشاره می فرماید اشاره می کنم. قرآن در سورۀ نساء، آیۀ 82، می فرماید:

 

أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً

ترجمه: آیا درباره قرآن نمى‏اندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏یافتند.

 

اینجا قرآن یک جنبه از اعجاز خود را نشان می دهد، که به صورت زیر بیان می شود:

1.کتابی که مثل قرآن، در طول 23 سال، آورده شود، اگر از سوی غیر خدا باشد، دچار اختلافات فراوان خواهد شد.

2.قرآن فاقد اختلاف است.

نتیجه:قرآن، نمی تواند از سوی غیر خدا باشد.

 

و وقتی معجزه بودن قرآن از این طریق ثابت شود، پیامبر بودن آورندۀ آن نیز ثابت می شود، لذا باید حضرت محمّد(ص) را پیامبر خدا بدانیم.

 

 

 

چرا اگر کتابی مثل قرآن اگر از سوی غیرخدا بود، در آن اختلاف فراوان دیده می شد؟

  بدون شک، لازم است که ما توضیح بدهیم که چرا اگر کتابی چون قرآن که در طول 23 سال، آورده شده است، در صورتی که توسّط بشر نوشته می شد، دچار اختلافات فراوان می شد.

برای توضیح در این مورد چند نکته را باید مدنظر قرار داد:

 ابتدا توضیح می دهیم که منظور از اختلاف حتما به معنای تناقض یک سخن با سخن دیگر نیست. به صورتی که سخن اول در اثبات چیزی باشد و سخن دوم حتما در نفی همان چیز باشد. این یک صورت از اختلاف است که ممکن است در گفتار یا نوشتار انسانی دیده شود. انواع دیگر اختلاف مانند تکامل مرتبه و عمق نظر و اندیشه که در قول و بیان و نوشته بروز می کند و نوشته ها و تالیفات را نیز دارای مراتب تکاملی می کند، از انواع اختلافاتی است که در نوشته ها و افکار فرد فرد انسان ها دیده می شود. به نحوی که یک بیان و یک فکر در مقایسه با فکر دیگر و بیان دیگر کامل تر و متین تر و بیان دیگر ناقص تر و ضعیف تر باشد. حتی ممکن است دو بیان و فکری که با یکدیگر مقایسه می شوند، ارتباط موضوعی و محتوایی هم با هم نداشته باشند، ولی قوت و ضعف را در هر یک نسبت به دیگری بتوان مشاهده کرد. به وضوح می بینیم که هیچ انسانی را نمی توانیم در حالت عادی ببینیم که از این تکامل برخوردار نباشد و مجموعه افکار او در بیست سال پیش عینا همان باشد که الان هست و با توجه به رشد فکری و عقلی و تجربی، دچار هیچ تکاملی نشده باشد. همچنین فردی را به لحاظ عادی نمی توان سراغ داشت که تمام افکار او از حیث قوت و متانت در یک سطح و میزان باشد و هیچ اختلاف سطح و کیفیتی در آن مشاهده نشود.

  با توجه به این مقدمات، در پاسخ به این مطلب که آیا دلیلی بر این مطلب وجود دارد؟ عرض می کنیم که: این گونه نیست که این مساله ادعایی بدون دلیل باشد. اگر گفته می شود که محصول فکر انسان و دست نوشته او خالی از تغییر نیست، به پشتوانه مبانی فلسفی و همچنین تجربی یقینی و قطعی است. انسان دارای ویژگی‌هایی است که موجب می‌گردد تألیفات و نوشته‌های او از ثبات کافی برخوردار نبوده، بلکه دستخوش تحول و اختلاف گردد. از جمله ویژگی ها:

1ـ انسان از جمله موجودات مادّی است، از طرفی بدون شک تمام موجودات مادّی، دائماً در حال تغییر و تحول هستند؛ حتی تغییرات خود را به موجودات اطراف خود انتقال می‌دهد، پس تأثیر پذیری از موجودات اطراف و تأثیر گذاشتن بر آنها، جزء طبیعت موجود مادّی، از جمله انسان می‌باشد. به همین دلیل، پاره‌ای از افکار و نظرات به مرور و با گذشت زمان، تغییر کرده و دگرگون می‌شود، از این‌رو تناقض فکری در گفتار و نوشته‌ها در طول زمان، به وجود می‌آید؛ این از مشخصات و ویژگی های موجود مادّی است. برعکس خداوند، که از هر گونه مادّه و عوارض مادّی به دور است، دگرگونی و تغییر هم در مورد او وجود ندارد، پس گذشت زمان هم باعث تناقض گویی و اختلاف در گفتار او نمی‌شود.

2ـ یکی از قوانین کلی در نظام آفرینش، قانون تکامل است. یکی از مصادیقی که تحت این قانون کلی قرار دارد، فکر انسان است، که از نقص و ضعف به سوی قوت و کامل شدن حرکت می‌کند، به خصوص با افزایش تجربۀ انسان و همچنین بالا رفتن سطح علمی و پیشرفت در مهارت های فنی و علمی. از طرفی این تجربه‌ها و پیشرفت ها لازمۀ تمدن بشری است، یعنی تمدنی نمی‌تواند جای تمدن قبلی را بگیرد، مگر این که نسبت به تمدن قبلی پیشرفت های زیادی داشته باشد، از سوی دیگر، افکار انسان ها نیز حرکتی از نقص به کمال دارد. هیچ انسانی را نمی‌بینید مگر اینکه احساس می‌کند امروز، عاقل‌تر از دیروز است. هر عمل و تدبیری که امروز می‌کند، پخته‌تر و سنجیده‌تر از کار و تدبیری است که دیروز انجام داده است. این یک واقعیت غیر قابل انکار است. تجربه هم این را نشان داده است. اگر کسی کتابی بنویسد و بعد از چند سال بخواهد بار دیگر همان کتاب را بنویسد، محال است که تغییرات و اصلاحاتی در آن ندهد؛ این به خاطر همان قاعدۀ کلی و حرکت از نقص به سوی کمال است.

3ـ در میان انسان ها فقط معصومین ـ علیهم السلام ـ هستند که از خطا و اشتباه و فراموشی مصون و ایمن می‌باشند. هر انسان دیگری هر چند هم نابغه باشد، در زمینه‌‌های عقلی و عملی و فکری دچار اشتباه و فراموشی و غفلت می‌شود، حتی این مسئله از لحاظ علمی هم ثابت شده است که فراموشی و غفلت و اشتباه از ویژگی های انسانی می‌باشد، پس به طور قطعی انسان در افکار و رفتار و نوشته‌های خود دچار اختلاف و تناقض می‌شود.

4-انسان از محیط و فضای حاکم بر جامعۀ خود، حالت تأثیر پذیری دارد، از جهت روانشناسی هم تأثیر پذیری فکر انسان از شرایط گوناگون زندگی خویش غیر قابل انکار است، مثلاً فکر انسان در حالت های مختلف از جمله ضعف و قدرت، صلح و جنگ، زندگی فردی و اجتماعی و... حالت های متفاوتی دارد، که برگرفته از تأثیری است که آن زمان بر او داشته است، پس بازده فکری انسان نیز مختلف و گوناگون می‌باشد، زیرا انسان نمی‌تواند رویه و روش خود را در همه عمر یکسان نگه دارد.

  بر این اساس است که گفته می شود افکار و اندیشه انسان در طول گذر زمان دچار تغییر و تحول می شود. لازم نیست تحول به معنای تناقض در مواضع یا اندیشه باشد. همچنین لازم نیست که در همه زمینه ها تحول رخ دهد(هر چند که قسمت اعظم علوم کسبی انسان از تحول و تکامل برخوردار است.)

 

 

 

مخالفین اسلام چه می گویند؟

  حالا که معجزه را به خوبی نشان دادیم، حتماً برای شما جالب است مخالفین اسلام، در این مورد چه سخنانی را مطرح می کنند. مخالفین اسلام در این مورد بحثهایی را مطرح می کنند که در زیر به آنها اشاره خواهم کرد:

  اوّلین بحثی که مخالفین اسلام مطرح می کنند این است که اصلاً بعید نیست که یک انسان یک کتاب را بنویسد و در آن هیچ اختلافی نباشد. پاسخ این ادعای این افراد به صورت مفصّل در بالا آمد. ممکن است شما اگر در طول یک ماه، یک کتاب را بنویسید و این کتاب فاقد اختلافات باشد، ولی بدون شک اگر هر بخشی از آنرا در زمانی بنویسید و در کل نوشتن آن، 23 سال طول بکشد، بدون شک بخاطر تکاملهایی که در بالا بدانها اشاره شد، نظراتتان متفاوت خواهد شد، و در بخشهای مختلف سخنانتان اختلاف ایجاد خواهد شد. خود من که مدّتی را به نوشتن پرداخته ام، سخنانی که امروز مطرح می کنم، با سخنانی که یک سال پیش مطرح می کردم فرق دارد، چه برسد به اینکه بین دو سخن من 23 سال اختلاف باشد.

  دومین بحثی که مخالفین اسلام، مطرح می کنند این است که می گویند، با این حساب، اگر یک نفر کتابی را بنویسد و بعد گروهی را استخدام کند تا تمام اختلافات آنرا رفع بکنند، آیا باید آنرا کلام خدا بدانیم؟ در پاسخ به این بحث هم می گوییم که اختلافات در یک کتاب نباید محدود شود به اختلافات داخلی، به معنی این که بین بخش اوّل و بخشهای دیگر کتاب و بین جملاتی که در آن وجود دارد، اختلاف به صورت تناقض یا تفاوت وجود داشته باشد. بلکه اگر کتابی نوشته شود که مطالب گوناگون این کتاب با حقایقی که آن مطالب دربارۀ آن ها بحث می کند و ناظر به آن ها می باشد، در تعارض و اختلاف باشد، می توان گفت آن کتاب دارای اختلاف است. این نکته را ما از واژه «تدبر» که در این آیه به جای واژه هائی مانند«نظر» «قرائت» «مطالعه» «تلاوت» و غیره آمده است، می توانیم دریافت کنیم. چرا که تدبر در لغت به معنای ملاحظه دنباله امر و کار می باشد. «أَ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ من التدبر، و هو النظر فی أدبار الأمور و تأملها» بنابر آنچه که گفته شد، اگر فرض بگیریم که دانشمندی هر چند بسیار در سطح عالی کتابی بنویسد و گروهی از فضلا و دانشمندان آن رشته را جمع آوری کند و تمام اشکالات آن را برطرف کند، باز نمی توان انتظار داشت که از تغییر و تحول به نسبت تغییر و تحولی که واقعیات مورد بحث در آن کتاب پیدا می کنند، مصون باشد. همان گونه که ما در مورد بسیاری از کتبی که با چنین خصوصیاتی یا خصوصیاتی مشابه نوشته شده اند، مواجه بوده ایم و مثال های فراوانی برای آن داریم. کتاب هایی که افرادی مثل ابن سینا که در زمان خود در نهایت علم و دانش بوده اند، نوشته اند، با وجود استحکام و قوت بسیار بالائی که در زمان خود داشته اند، به مرور زمان منفذهای اشکال و ضعف در آن ها هویدا شده است، با وجود آن که دانشمندان بسیاری چه در زمان حیات آن ها و چه بعد از حیاتشان در سراسر کره زمین در صدد تحکیم و استقرار آن مبانی و مطالب برآمده اند، به نحوی که بعد از مدتی کارآمدی خود را از دست داده و دیگر علاوه برآن که بدون اشکال نیستند، بلکه در خیلی از موارد حتی قابل طرح نمی باشند.

 

 

 

امیدوارم مطلب را با حوصله و دقّت خوانده باشید.

/ 112 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمیده

زنگ تفریح با ماه محرم آپ شد به دیدنم بیا منتظرم

غریب آشنا

بر سر سفره ی احساس اگر جائی بود ، سخن ساده تبریک مرا نیز جای دهید! سال نو مبارک! سالی پر از تحول ، پر از خیر و برکت و نشاط و شادی از درگاه خداوند براتون آرزومندم! [قلب][گل]

راحله

زنم از دیده بر دل روی مادر منم مست کمان ابــروی مادر گل از خجلت نقابی بر رخش زد چو آمد عطر مشکین بــوی مادر

فرشته سیاهپوش

............@@@ ............@@@@@@@@@ ...............@@@@@@@@@ ....................................@@ ....................@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ......................@@ .................................................. @@@...............................@@@ @@@................................@@@ @@@@@@@@@@@@@@@@@ ...@@@@@@@@@@@@@@ ..................@@...@@ ..................@@...@@ ......................@@ ......................@@ ............................ ...............@@@@ .............@@.......@ ................@@@@@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ..............................@

ابر باران ( رشید داودی )

به نام خدا [گل]سلام[گل] [گل]ممنون از تشریف فرمائیتون[گل] خدای من ! تو تنها کسی هستی که وقتی آرزوهایم و خواسته هایم را با تو در میان می‌نهم، احساس خفت و حقارت نمی‌کنم . معبود من / تو همه جا با منی . [گل] خیلی وقته دلم واسه کلبه ی انتظارم تنگ شده بود ، برای دلنوشته های دوستان توی پیام هاشون ، برای ... اما فرصت ندارم که مثل گذشته بنویسم ... شاید توفیق نوشتن از ما سلب شده ... و شاید ... بگذریم.[گل] سعی می کنم دوباره نوشتن رو آغاز کنم آنهم با شعری که خیلی دوستش دارد : آقا ! منم آمده ام باز بگویم سلام ‌***** آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان! قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران! [گل] .

سعید

سلام من چنتا سوال فلسفی داشتم می خواستم راهنماییم کنید ما می گم موجودات عقلی به موجودات مثالی وجود میدهند و عالم مثال هم علت موجودات عالم ماده هست مگر همه انها واجب الوجود بالغیر نیستند پس چگونه می توانند به هم وجود دهند ؟ مگر یک ممکن الوجود بالذات که ذاتا وجودی جز وجود عاریتی ندارد چگونه به ممکن الوجود دیگری وجود می دهد؟ یعنی ما وجودمان را مستقیما از واجب الوجود نمی گیریم؟ یعنی وجود ما وجود خدانیست؟ یا وجود عالم مثال است؟

پارسا

بسم الله الرّحمن الرّحیم واقعاً ممنون خدا قوت یا علی (ع)

غریب آشنا

سلام شما خبری از مدافعان حقوق بشر ندارین؟!![سوال][نگران] [گل]

غریب آشنا

سلام سلام هزار تا سلام[لبخند] عید سعید فطر مبارک [هورا]

fateme

weblog e khobi darid